سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

497

تاريخ ايران ( فارسى )

مشرق رواج داشته در ميان آنها نيز بوده است . اما خواجه‌سرايان برعكس ايام هخامنشى داراى نفوذ و قدرتى نبوده‌اند . به غير از موزا كنيز ايطاليائى هيچيك از ملكه‌هاى پارت مانند ملكه‌هاى سلاطين هخامنشى اقتدار و استيلا نداشتند . حقيقت اين است كه پارتيها مردى خودشان را بدرجهء معتنابهى محفوظ داشتند و آن هم غالبا براى اين بوده است كه آنها هيچوقت رسوم و عادات صحرانشينى خود را از دست ندادند . زندگانى پارتيها از زندگانى پارتيها اطلاعى كه داريم نسبتا خيلى كم و مختصر است ، ولى از همين مختصر هم مىشود تصوير آن را بخاطر آورد . در اين شكى نيست كه كار عمده و باشرف نزد آنها اول از همه اشتغال بجنگ و جدال و پس از آن اشتغال بصيد و شكار بوده است . ما در سابق شرحى راجع به شكار كه اقسام آن در آن زمان زياد بوده است مذكور داشتيم و هرچند بيان مزبور راجع به قرق‌گاهها بوده است ولى از آن ميتوانيم يقين حاصل كنيم كه پارتيها مانند پارسيها و مقدونىها شغل شكار را هميشه در مدنظر داشته و علاقهء خاصى به آن داشتند . اين گفته ژوستن را خوب ميتوان فهميد كه ميگويد قسمت عمدهء مواد اغذيهء آنها از گوشت شكار بوده است ، به شرب شراب نيز معتاد بوده‌اند كه از خرما ساخته ميشد و آن را همچنانكه در همه‌جا معمول است در مجالس و جشن و سرور علنا مينوشيدند ، آلات موسيقى آنها عبارت بود از فلوت يا نىلبك و نيز طبل يا دهل . در ضيافتها و اعياد اغلب مجالسشان برقص خاتمه پيدا مينمود مانند ساير اقوام صحرانشين در ايام بدويت خوراكشان ساده و محدود بوده است ، ولى پس از رسيدن بدولت و نعمت معلوم است تغيير عادت داده همه نوع گوشتى حتى گوشت خوك و اقسام بقولات و سبزىآلات ميخوردند . نان آنها از خمير ورآمده و بسيار سبك و متخلخل بوده بطوريكه خوبى آن در روم هم شهرت داشته است . لباس لباس پارتيها مانند پارسيها قبائى بود بلند و گشاد كه در آن زمان معمول مردمان ماد بوده و شلوارى فراخ كه ميان جماعت پتان الان هم مرسوم است . بجاى كلاه چيزى به شكل نوار بر گرد سر مىبستند كه از دو طرف منتهى به دو رشتهء دراز ميشد و يا « تيار » تاجى مخصوص پادشاهان هخامنشى بر سر ميگذاشتند .